زمان درج: ۱۴۰۵/۰۶/۱۰ [۱۶:۳۴:۰۶] - بازديد: ۳۰
ایرانکیش دیگر خود را صرفاً یک شرکت ارائهدهنده خدمات پرداخت نمیداند. حمزه آقابابایی، مدیرعامل ایرانکیش، میگوید این شرکت از ابتدای دوره مدیریتی جدید، خود را یک فینتک فعال در حوزه مالی تعریف کرده است که خدمات پرداخت فقط یکی از بخشهای فعالیت آن به شمار میرود. دلیل این تغییر، ناترازی درآمد و هزینه در صنعت پرداخت و محدودیت مدل سنتی پردازش تراکنش است.
آقابابایی در گفتوگو با رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، مفهوم «خدمت پنجم» را پاسخی به همین مسئله معرفی میکند. چهار خدمت رایج شبکه پرداخت شامل خرید، شارژ، پرداخت قبض و ماندهگیری، دیگر بهتنهایی نمیتوانند درآمد پایدار و ظرفیت رشد موردنیاز شرکتهای پرداخت را ایجاد کنند. ایرانکیش میخواهد با افزودن خدمات اعتباری، نقش خود را از پردازشگر تراکنش به ارائهدهنده راهکارهای مالی گسترش دهد.
این شرکت دو هدف را در طراحی خدمت پنجم دنبال میکند: افزایش شمول مالی برای جامعه مشتریان و ایجاد مدل درآمدی تازه برای ایرانکیش. آقابابایی میگوید ادامه فعالیت صرفاً در نقش ارائهدهنده خدمات پرداخت نمیتواند ناترازی مالی شرکتهای PSP را کاهش دهد. به همین دلیل، ایرانکیش تصمیم گرفته از شبکه کارتخوان، که گستردهترین ابزار پذیرش در شبکه پرداخت است، برای ارائه خدماتی فراتر از پرداخت روزمره استفاده کند.
پروژه «سزار» محصول این راهبرد است. ایرانکیش این پروژه را با مفهوم «سبک زندگی اعتباری» تعریف کرده و با اتکا به محصولات و خدمات بانک تجارت، ارائه خدمات اعتباری در تراکنشهای حضوری و غیرحضوری را دنبال میکند. آقابابایی میگوید این پروژه تا این مرحله موفق بوده و شرکت امیدوار است در ادامه، سهم بیشتری از درآمد خود را از مدل کسبوکاری جدید به دست آورد.
از نگاه مدیرعامل ایرانکیش، بازار اعتبار و کارتهای اعتباری در ایران هنوز عمق زیادی ندارد و ظرفیت رشد آن بالاست. ورود دیگر شرکتهای پرداخت به این حوزه الزاماً به تکرار رقابت فرسایشی بازار کارتخوان منجر نمیشود؛ موفقیت هر PSP به میزان بلوغ خود شرکت، آمادگی بانک عامل و شناخت جامعه مشتریانش وابسته خواهد بود.
ایرانکیش خود را در این مسیر پیشرو میداند و تأکید دارد که استراتژیاش تقلید از رقبا نیست. آقابابایی معتقد است اگر شرکتهای دیگر نیز وارد بازار خدمات اعتباری شوند، همچنان فضای کافی برای طراحی مدلهای متفاوت وجود دارد. این تفاوت میتواند از شبکه پذیرندگی، داده تراکنش و رابطه با بانک شکل بگیرد، اما مهمترین عامل از نگاه او تجربه مشتری است.
دسترسی سادهتر، تناسب پذیرندگان با نیاز مشتری و طراحی یک تجربه یکپارچه میتوانند مزیت رقابتی خدمات اعتباری باشند. ایرانکیش نیز برای تلفیق پرداخت با سبک زندگی اعتباری از تجربه بانک تجارت استفاده کرده است. این همکاری نشان میدهد مرز میان شرکت پرداخت، بانک و پلتفرم اعتباری بهتدریج در حال تغییر است.
آقابابایی میگوید ایرانکیش دیگر به تعریف محدود PSP پایبند نیست و برای توسعه و مقیاسپذیری، ناچار است وارد دیگر حوزههای فناوری مالی شود. از نگاه او، تغییر نیازهای جامعه و ورود بازیگران تازه باعث میشود شرکتهای پرداخت محصولات و خدمات جدیدی طراحی کنند و نقش بیشتری در اکوسیستم مالی بر عهده بگیرند.
این تغییر باید در شیوه ارزیابی PSPها نیز دیده شود. آقابابایی تعداد تراکنش را تنها معیار بلوغ یک شرکت پرداخت نمیداند. جذب منابع برای بانک سهامدار همچنان یک شاخص مهم است، اما با تغییر صنعت و افزایش انعطاف رگولاتور، معیارهای دیگری نیز باید به ارزیابی عملکرد شرکتها اضافه شوند.
او سه شاخص را برجسته میکند: نوآوری در سرویسها و خدمات متناسب با نیاز جامعه، سود عملیاتی حاصل از فعالیت اصلی شرکت و موفقیت در جذب و نگهداری مشتری. سود غیرعملیاتی از نگاه او معیار مناسبی برای سنجش بلوغ یک PSP نیست. همچنین شرکتی که روی بخش مشخصی از مشتریان تمرکز کرده و در همان بازار موفق شده، باید براساس هدف و مدل خودش ارزیابی شود.
معنای «خدمت پنجم» در این چارچوب روشنتر میشود. مسئله صرفاً افزودن یک محصول اعتباری به کارتخوان نیست؛ ایرانکیش میخواهد مدل کسبوکار و هویت خود را از یک پردازشگر تراکنش به فینتکی با درآمد متنوعتر تغییر دهد. پروژه سزار نخستین آزمون جدی این مسیر است؛ مسیری که موفقیتش نه با تعداد تراکنش، بلکه با کیفیت تجربه مشتری، سود عملیاتی و سهم خدمات جدید از درآمد سنجیده خواهد شد.